عبد المحمد آيتى

363

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

تكليفات ديوانى : ظاهرا اين اصطلاح به معنى جمله مالياتهايى بوده كه در فقه اسلامى پيش‌بينى نشده ( مثل خراج و غيره ) ولى معهذا رعايا مكلف به پرداخت آن بودند . كلمهء « تكليف » و « تكليفات » گاهى به معنى « مالياتهاى فوق العاده » استعمال مىشده است . ( كشاورزى . . . ج 2 ص 262 ) تمغا : مهر خان با مركب سياه يا آب طلا . ( تاريخ مغول اقبال ص 92 ) حقوقى كه از صنعت و مشاغل و پيشه‌هاى مختلف شهرى - حتى فواحش - و بازرگانى در بازار اعم از تجارت كلى يا خرده‌فروشى اخذ مىگرديده . ( كشاورزى . . . ج 2 ص 275 ) تمغاچى : آنكه مأمور تمغا نهادن بوده . توجيهات : ظاهرا به معنى مالياتهاى فوق العاده بوده يا « عوارضات » منقول است . ( كشاورزى . . . ج 2 ص 266 ) توساميشى : به مغولى به معنى تفويض باشد . ( لغات وصاف ) توفير و تفاوت : به معنى اضافه و ذخيره و پس‌اندازى كه در نتيجهء وصول حد اعلاى ميزان ماليات حاصل مىگرديده و همچنين اضافه بر ماليات را چنين مىناميدند . ( كشاورزى . . . ج 2 ص 264 ) توقعّات : چيزى در شمار تكليفات و اخراجات . تومان : ده هزار . سپاه يا دينار و غيره . جده : ر ك : حجر المطر . جرگه : صفى دايره مانند براى راندن و گردآوردن شكار در يك موضع . در ياساهاى چنگيز براى جرگه يا نركه قوانين سخت وضع شده بود . ( ر ك : تاريخ مغول اقبال ص 85 ) جهات : مالياتى كه از اراضى مزروع مأخوذ مىشده . چريك : سپاهيانى كه از يورتهاى مختلف به لشكر خان در زمان جنگ فرستاده مىشده‌اند . اينان با سربازانى كه عضو پيوستهء سپاه بوده‌اند فرق داشته‌اند . حجر المطر : به زعم اقوام ترك و مغول قسمى سنگ بوده داراى خواص خارق العاده كه از استعمال و اصطكاك آنها به يكديگر به نحوى مخصوص باران و برف در آسمان حادث مىشده است و آن سنگ را جده و جده‌تاش و يده مىگفته‌اند و علم انزال مطر بواسطهء استعمال اين احجار را ياى و جده‌ميشى و جده‌چىگرى و صاحب اين علم را يايچى و جده‌چى و يده‌چى مىناميده‌اند . ( ر ك : جهانگشاى قزوينى ج 1 ص 152 )